
شب عاشقان بیدل ، چه شبی دراز باشد
تو بمان کز اول شب ، در ِ صبح باز باشد
عجب است اگر توانم که سفر کنم ز کویت
به کجا رود کبوتر ، که اسیر باز باشد؟
ز محبتت نخواهم که نظر کنم به رویت
که محب صادق آن است که پاکباز باشد
به کرشمه عنایت ، نظری به سوی ما کن
که دعای دردمندان ز سر نیاز باشد
سخنی که نیست طاقت که ز خویشتن بپوشم
به کدام دوست گویم که محل راز باشد ؟
چه نماز باشد آن را که تو در خیال باشی ؟
تو صنم نمی گذاری که مرا نماز باشی
دگرش چو باز بینی ، غم دل مگوی سعدی !
که شب وصال کوتاه و سخن دراز باشد ...
1- همیشه بهترین زمانی که شنیدن موسیقی برایم تأثیر گذار بوده و لذتی را فراهم آورده ، در مسیر و بخصوص در سفر است . معمولا برای هر سفر به نسبت مسافت و زمان و مناسبت زمانی تعدادی نوار انتخاب می کنم تا در زمانی که بچه ها خوابشان برده گوش کنم .
.jpg)
2- بعد از چهار پنج روز سفر به دیار امام هشتم "ع" رو به تهران می آییم . "قاف عشق" نوار جدید علیرضا قربانی را گذاشته ایم و در سکوت خواب بچه ها گوش می کنیم :
من غلام قَمَرم ، غیر قمر هیچ مگو
پیش من جز سخن ِ شمع و شکر هیچ مگو
سخن رنج مگو ، جز سخن گنج مگو
ور از این بی خبری رنج مبر ، هیچ مگو
دوش دیوانه شدم عشق مرا دید و بگفت
آمدم نعره مزن ، جامه مَدَر ، هیچ مگو
گفتم ای عشق ! من از چیز دگر می ترسم
گفت : آْن چیز دگر نیست دگر ، هیچ مگو
من به گوش تو سخنهای نهان خواهم گفت
سر بجنبان که : بلی ؛ جز که به سر ، هیچ مگو ...

برای تو که از پابوس "شمس الشموس" می آیی ، سخن گفتن از "قمر" خیلی لطفی ندارد . راستی مولانا که تمام غزلهایش را برای "شمس" گفته و مقطع هر کدام آنها را با نام "شمس تبریزی" مزیّن کرده است ، چرا در این غزل ، شمس را کنار گذاشته و از غلامی "قمر" سخن می گوید ؟! راستی چرا ؟!
همسرم دو احتمال برای این موضوع مطرح کرد . اما چه اشکال دارد دوستان دیگر هم در این بحث شرکت کنند و اگر مطالعه ای در این باره دارند در بخش نظرات برای استفاده من و دیگران هم آن را بیاورند .
پ. ن : این سفر ، سفر عجیب و استثناییی بود . از حجم عظیم زائرانی که تمام مسیر تهران تا مشهد را پر کرده بودند و از پیاده هایی که به عشق آقا علی بن موسی الرضا "ع" از استانهای همجوار در سرمای بسیار شدید این روزهای مشهد گام می زدند و از شلوغی نه چندان عجیب مشهد که اجازه ورود از کفشداری به داخل حرم را به ما نمی داد . در این میان اما ، نمی دانم در کنار کسان فراوانی از اقوام و دوستان نزدیک و همکاران و همسایه ها وآنها که اسامیشان در گوشی تلفن همراهم ثبت است و کسانی که با خبر شده بودند می رویم و التماس دعا گفته بودند ، این دوستان مَجازی آنجا چه می کردند . برخی از این دوستان مجازی ، حضوری حقیقی تر از افراد فوق الذکر داشتند . قابل نبودم اما همه را دعا کردم ، همه . ان شاء الله نصیب همه تان .
سخت ترین کار خداحافظی از کسانی است که دوستشان داریم و من چگونه می توانم از کسانی چون پیغمبر اعظم"ع" و ائمه بزرگوار بقیع"ع" خدا حافظی کنم آن هم در شرایطی که پنجاه روز تمام در هر نفسی به یادشان بودم و با آنها بودم و هر گاه از کار خسته می شدم٬ پنجره های اتاقم را باز می کردم و رو به آن گنبد سبز سلام می دادم و پرنده های بقیع را می دیدم که در آن حضور ساکت ٬گرد قبور مقدس امامانمان بال بال می زدندو من باز به کار بر می گشتم.
در این مدت که شاید شیرینی و لذت آن هیچ گاه در زندگیم تکرار نشود ٬ به یاد تمام دوستان و عزیزانی بودم که با آف لاین ها ٬ ایمیل ها ٬ کامنت ها و تماسهای تلفنی التماس دعا داشتند. برای آنها که خواسته بودند نماز خواندم ٬ برای برخی دعا کردم ٬ سلام برخی را به پیامبر گرامی و ائمه غریبمان رساندم ٬ برای آنها که خواسته بودند در کنار خانه خدا و خانه رسول خدا از حافظ برایشان تفال زدم و جواب را برایشان نوشتم . و در کل از صاحبان این سرزمین مقدس برای تمام دوستان و مخاطبانم خواستم که به آنها و همه آرزومندان توفیق زیارت این فضای نورانی را عنایت کنند.
من خودم را روسیاهتر از اینها می دانم . اما آنقدر پیامبر و امامان خوب و مهربانی داریم که بعید می دانم آنها مرا دست خالی از این سرزمین به خانه ام بر گردانند و دعاهایم را بخصوص آنها را که برای دیگران کرده ام بی پاسخ بگذارند.
امشب آخرین شب وصال ماست . هر کدام ما زانوی غم به بغل گرفته ایم و نمی دانیم باید چگونه بار سنگین این انس یک و نیم ماهه را تحمل کنیم . هیچ گاه فکر نمی کردم آن همه لذت و حلاوت این سفر ٬ فقط در شب آخر به اندوه و غم تبدیل شود. همیشه همین طور است . آنگاه که می خواستم از آقا ابا عبد الله الحسین و حضرت ابوالفضل و امام علی علیهم السلام وداع کنم هم همین طور بودم و یا هر بار که به زیارت مشهد مقدس مشرف می شوم .
دوستان بخش مخابرات آمده اند و می خواهند سیمهای تلفن را جمع کنند. من در همین جا از همه دوستانم خدا حافظی می کنم و برایشان از خداوند بهترین روزها و ایام را آرزومندم.
ایام مهم محرم فرا رسیده است . از همه خوبان می خواهم در این ایام و در این شبها هر گاه که سیمهای اتصال به این منابع بزرگی و بزرگواری وصل شد به یاد این برادر کوچک خود هم باشند.
تا دل هرزه گرد من رفت به چین زلف او
زان سفر دراز خود ٬ عزم وطن نمی کند...




